تاریخ : 1405/05/17
به گزارش اختصاصی دمیرنیوز، دادههای عملیاتی و مالی استخراج شده از سه سال اخیر (۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴) تصویری روشن و در عین حال هشداردهنده از پایان عصر انرژی ارزان و در دسترس در صنعت فولاد ایران ارائه میدهد. تحلیل مقایسهای این دادهها در کنار روندهای جهانی صنعت فولاد، که توسط رهبران برجستهای چون آرسلورمیتال، وست آلپین و پوسکو دنبال میشود، گویای تغییرات بنیادین در قواعد بازی رقابتی است. بقا و حفظ جایگاه در این صنعت دیگر تنها به چانهزنی بر سر نرخ نهادهها وابسته نیست، بلکه نیازمند بازطراحی اساسی در ترمودینامیک زنجیره ارزش و حرکت سریع به سمت «ادغام عمودی رو به بالا» در حوزه تأمین انرژی است. این رویکرد شامل سرمایهگذاری در احداث نیروگاههای سیکل ترکیبی، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر و ورود به عرصه میادین گازی برای تضمین پایداری تأمین انرژی میشود.
فشار دو سویه بر حاشیه سود؛ قیچی تورمی بیرحمانه
روند رشد نرخ برق و گاز در مقایسه با بهای کلاف گرم، به ویژه از سال پایه ۱۳۹۸، نشاندهنده یک «قیچی تورمی» بیسابقه و بیرحمانه است که سودآوری پایدار صنعت فولاد را به طور جدی به چالش میکشد. در این میان، قدرت چانهزنی تأمینکنندگان انرژی که از ماهیت انحصاری طبیعی و دولتی این حوزه بهره میبرند، به اوج خود رسیده است. همزمان، کششپذیری محدود بازار و موانع موجود در قیمتگذاری محصولات، توانایی تولیدکنندگان برای انتقال این افزایش هزینهها به مشتریان نهایی را به شدت محدود ساخته است.
جدولهای تحلیلی نشان میدهد که در طول شش سال گذشته، بهای انرژی مصرفی شرکت بیش از ۲۶ برابر افزایش یافته، در حالی که قیمت محصول اصلی، یعنی کلاف گرم، تنها ۸ برابر رشد داشته است. این شکاف ۱,۸۸۲ درصدی میان تورم نهاده برق و تورم سبد محصول، به معنای فرسایش ساختاری و عمیق حاشیه سود ناخالص است.

در سطح جهانی، نسبت هزینه انرژی به بهای تمامشده در کورههای قوس الکتریکی (EAF) به طور معمول بین ۱۲ تا ۱۵ درصد قرار دارد. اما با جهش نرخ گاز به ۸۱,۰۱۰ ریال بر متر مکعب و برق به ۱۸,۸۲۰ ریال بر کیلووات ساعت در سال ۱۴۰۴، سهم انرژی در ساختار بهای تمامشده آهن اسفنجی و تختال تولیدی فولاد مبارکه به طور چشمگیری افزایش یافته و استراتژی «رهبری هزینه» که پیشتر بر مزیتهای محیطی استوار بود، عملاً تضعیف شده است.
مالیات نامرئی ناترازی؛ خسارات عمیق اقتصادی و عملیاتی
بحران انرژی در ایران تنها به افزایش «تورم قیمتی» محدود نشده، بلکه به صورت «اختلالات مقداری» نظیر قطعیها و سهمیهبندیهای مکرر تجلی یافته است. در یک زنجیره پیوسته فولادسازی، توقف در یک حلقه از فرآیند، مانند واحدهای احیای مستقیم به دلیل قطعی گاز، اثر شلاقی مخربی بر کل زنجیره پاییندست وارد میکند.

خسارات ناشی از محدودیتهای آب، برق و گاز در بازه زمانی سه ساله ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ شامل موارد زیر بوده است:
سال ۱۴۰۳ به عنوان سختترین سال عملیاتی از منظر قطعی گاز شناخته میشود، چرا که بیش از ۲ میلیون تن آهن اسفنجی (ماده اولیه حیاتی کورههای قوس) از دست رفت. در نتیجه این محدودیتها، شرکت طی سه سال گذشته معادل ۳.۳۴ میلیون تن تختال از تولید خود را از دست داده است که این میزان تقریباً برابر با نیمی از ظرفیت تولید سالانه یک شرکت بزرگ فولادی است.
با این حال، کاهش افت تولید در سال ۱۴۰۴، که با کاهش میزان تختال از دست رفته از ۱,۱۹۹ به ۹۴۱ هزار تن و نزول عدمالنفع به ۱۴۷ هزار میلیارد ریال همراه بود، تصادفی نیست. این بهبود نسبی، اولین نشانههای باردهی استراتژیهای مداخلهجویانه شرکت در حوزه خودتأمین انرژی و برنامهریزی بسیار منعطف تولید، که با زمانبندی قطعی برق و گاز انطباق یافته، محسوب میشود.
در دل این چالشهای عظیم، فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۴ موفق به خلق دو رکورد تاریخی در تولید شد. از یک سو، میزان تولید تختال گروه با عبور از ۱۰.۸۸ میلیون تن، رکورد پیشین خود را پشت سر گذاشت و از سوی دیگر، تولید تختال مجتمع فولاد مبارکه نیز با رسیدن به ۷.۵ میلیون تن، به قله تاریخی جدیدی دست یافت. علاوه بر این، شرکت در سایر اقلام محصولی خود نیز توانست عملکردی بهتر از سالهای گذشته به ثبت برساند که همگی نشاندهنده توانمندی بالای این مجموعه در مدیریت بحران و حفظ پویایی عملیاتی تحت شدیدترین فشارهای خارجی است.
"شرکت دمیر تجارت تبریز" میباشد.